Management Accounting Research 15 (2004) 201–224

Efficiency measurement of the Greek commercial banks with the

use of financial ratios: a data envelopment analysis approach

George E. Halkos, Dimitrios S. Salamouris

Department of Economics, University of Thessaly, 38221 Volos, Greece

Received 6 October 2001; accepted 1 February 2004

ادامه نوشته

انسان گلوبال

 

"انسان گلوبال " پارادايم قرن بيست و يکم

احمد تقوائی

دو پديده ای که زندگی انسان را در قرن بيست و يکم بيش از هرچيز ديگری تحت تاثير خود قرار داده است شکل گيری اقتصاد  فراصنعتی از يکسو و جوامع فراملی و گلوبال از سوی ديگر است.

پيرامون روندهای  گلوبال و اثرات ان  بر جوامع   تاکنون  نظريات گوناگونی ابراز گرديده  و بسياری از  صاحب نظران  در موافقت و مخالفت با ان اظهار نظر کرده  اند. با وجود انکه اين روندها ،  نيروهای سياسی جهان را بر ان داشته که بر اساس برداشت خود از اين پديده  سياست  و برنامه های خود را با ان منطبق سازند ، ليکن   نيروهای  سياسی ايران  به اين موضوع کمتر پرداخته و غالبا چنين تصور ميکنند که افت وخيزهای  سياسی و اقتصادی  جامعه ما با تحولات جهانی و گلوبال  بی رابطه ميباشند. تجربه فليپين ، اندونزی ، افريقای جنوبی و  دهها کشور ديگر نشان ميدهد که تنها با تکرار شعارهای کلی درباره اصلاحات  و دمکراسی جوامع عقب مانده قادر به حل مشکلات خود نخواهند بود.  پايان دادن به عقب ماندگی و  رشد اقتصادی  و رسيدن به  عدالت و ازادی نيازمند برنامه ای  است که با نيازهای زمانه و

ادامه نوشته

رويارويي با چالش هاي جهاني شدن

رويارويي با چالش هاي جهاني شدن

اكنون مشخص شده است كه «جهاني شدن» نقش بسزايي در بهبود زندگي بشر امروز دارد اما مشكل اينجاست كه هيچ تضميني وجود ندارد كه همگان به يكسان از مزاياي اين پديده  بهره مند شوند
  جهاني شدن به فرآيندي اطلاق مي شود كه طي آن جريان آزادانديشه، انسان، كالا خدمات و سرمايه در سراسر دنيا ميسر شده  و موجبات رفاه و سعادت بيشتر شركت كنندگان فراهم مي شود

 

نوشته: ادوارد آني نات (۱)
از - Finance and Development: ترجمه: ف.م. هاشمي


«جهاني شدن» به فرآيندي اطلاق مي شود كه طي آن جريان آزاد انديشه، انسان، كالا، خدمات و سرمايه در سراسر دنيا ميسر شده و موجبات رفاه و سعادت بيشتر شركت كنندگان فراهم مي شود. «جهاني شدن» موجب افزايش درآمدها و ارتقاي سطح زندگي در بيشتر نقاط دنيا شده و اين مهم از طريق دسترسي كشورهاي كمتر توسعه يافته به تكنولوژي پيشرفته و پيچيده محقق مي شود. به عنوان مثال، از دهه ۱۹۶۰ تاكنون اميد به زندگي در هند بيش از ۲۰ سال افزايش پيدا كرده و نرخ بيسوادي در كره از ۳۰ درصد به تقريباً صفر رسيده است. عوامل متعددي در اين كاميابي ها دخيل بوده اند اما به نظر مي رسد هيچ يك از اين دستاوردها بدون «جهاني شدن» قابل حصول نبود. به علاوه هم پيوندي بيشتر جامعه جهاني، موجب انتشار سهل تر اطلاعات و افزايش حق انتخاب شده كه خود آزادي بيشتر مردم را به دنبال داشته است.
اما در سال هاي اخير نگراني نسبت به جنبه هاي منفي «جهاني شدن» در ميان فقراي جهان (يعني ۲/۱ ميليارد نفري كه درآمد روزانه اي به ميزان كمتر از يك دلار دارند) قوت گرفته است. آنها معتقدند كه تجارت آزاد فقط به سود كشورهاي ثروتمند است و بازارهاي جهاني سرمايه به زيان كشورهاي فقير عمل مي كنند. اين باورها، محور جنبشي بسيار قدرتمند «ضدجهاني شدن» در عصر ما قرار گرفته است. فعالان اين جنبش بر نكات زير تأكيد مي ورزند: هزينه سنگين تغييرات سريع اقتصادي، تضعيف نظارت ملي بر سياستگذاري هاي اقتصادي، برچيده شدن صنايع قديمي و تحليل رفتن تدريجي ارزش ها و باورهاي ملي. آنها همچنين جامعه بين المللي را متهم مي كنند كه مسائل فوق را دست كم مي گيرد.
اما در سال ۲۰۰۱، نكته ظريف و بسيار مهم ديگري نيز به بحث «محسنات» و «مضرات» پديده «جهاني شدن» اضافه شد. اين نكته ....

ادامه نوشته

تغيير و تحول سازمانی


در زمان کنونی سازمانها به صورت فرآيند های محيطی پويا ، با تغيير روبرو هستند و مجبور شده اند که خود را با عوامل محيطی سازگار نمايند . برای مثال تقريباً هر سازمانی بايد خود را با محيط متشکل از فرهنگهای گوناگون سازگار نمايند . سياستها و روشها يا مليتها بايد تغيير کند تا سازمان بتواند نيروی کار مختلف از نژادها ، گروهها و مليتها را جذب نمايد .
تکنولوژی :

موجب تغيير کارها و سازمانها شده است . برای مثال بجای سرپرستی مستقيم ، کارها به وسيله کامپيوتر کنترل می شود که در نتيجه موجب گرديده تا حوزه کنترل مديران گسترش يابد و سازمانها در سطح افقی گسترده تر شوند .
ما در عصر گسستگی ها به سر می بريم . شوکها يا ضربه های اقتصادی به صورت دائم به سازمانها فرود می آيد و آنها بايد پيوسته خود را با اين تغييرات سازگار نمايند .
رقابت در حال تغييرات است . در سيستم اقتصادی جهانی ، رقبا از سراسر دنيا رو در روی يکديگر قرار گرفته اند . افزايش رقابت ايجاب می کند که سازمانها خود را در برابر رقبای سنتی که دست به کار توليد محصولات جديد می شوند و نيز سازمانهای نوآور که دست به خلاقيت ، ابتکار عمل يا کارآفرينی می زنند ، بصورت کامل تجهيز نمايند ، سازمانهايي موفق خواهند بود که بتوانند در صحنه رقابت در برابر تغييراتی که به سرعت رخ می دهد واکنشی مناسب از خود نشان دهند .
با نگاهی به روند اجتماعی در دهه های اخير به اين نتيجه می رسيم که سازمانها بايد خود را با تغييراتی که در آينده رخ خواهد داد ، سازگار نمايند . برای مثال درطی اين دو دهه روند ازدواج و طلاق مسير تازه ای درپيش گرفته است . جوانان ديرتر ازدواج می کنند و درصد قابل توجهی از ازدواجها به طلاق می انجامد .
اگر قرار است يک سازمان ادامه حيات بدهد و بخواهد بقای خود را تضمين نمايد ، بايد در برابر تغييراتی که در محيط رخ می دهد از خود واکنش مناسب نشان دهد . از اين رو تغييرات برنامه ريزی شده ، در گرو تغييراتی است که در رفتار افراد گروههای مشغول در سازمان رخ می دهد و سازمان می تواند با استفاده از انها افراد و کارکنان خود را وادار کند رفتار های متفاوتی در پيش گيرند و در شيوه انجام وظيفه و رابطه متقابل با همکاران ، تجديد نظر کنند .
بطور کلی تغيير را می توان در انواع زير تقسيم بندی نمود :
1- تغيير درساختار :
ساختار شامل مسائلی از قبيل تقسيم بندی کار ، حوزه يا قلمرو کنترل و طرحهای مختلف سازمانی است منظور از "ساختار " سازمانی است که سازمان کارها را چگونه بصورت رسمی تقسيم بندی ، طبقه بندی ، گروه بندی و هماهنگ می کند . عامل تغيير ، می تواند در طرح سازمانی تغييراتی داده و يک يا چند مورد از اين عوامل اصلی را تغيير دهد . برای مثال می توان مسئوليتهای دواير سازمان را در هم ادغام کرد ، چندين سطح مديريت را حذف نمود و دامنه حوزه يا قلمرو کنترل را گسترش داد . که درنتيجه سازمان در سطح افقی گسترش بيشتری می يابد و از نظر ديوانسالاری با بوروکراسی محدود تر می گردد .
2- تغيير درتکنولوژی :
امروزه بيشتر تغييرات تکنولوژی حول محور ارائه ماشين های جديد ، ابزارهای نوين خودکار کردن دستگاهها يا به کارگيری رايانه های پيشرفته دور می زند . اغلب عوامل رقابتی يا نوآوريهای صنعتی ايجاب می کند که عامل تغيير روشهای عملی ، ابزارها يا ماشينهای جديد عرضه نمايند . از طرفی با گسترش رايانه در اين سالها شاهد تغييرات تکنولوژيک بصورتی گسترده هستيم . در حال حاضر بسياری از شرکتها از سيستمهای پيچيده اطلاعاتی مديريت ( MIS ) استفاده می کنند .
3- تغيير درافراد :
آخرين زمينه ای که عامل تغيير می تواند بدان وسيله در سازمان به افراد و گروهها کمک کند تا کارها را بصورتی اثر بخش انجام دهند اينست که درصدد برآيد در افراد تغييراتی ايجاد کند . اصولاً اين مقوله در بر گيرنده تغييراتی است که در نگرش و رفتار اعضای سازمان ( از مجرای فرآيند ارتباطات تصميم گيری و حل مساله ) رخ می دهد .

مقاومت در برابر تغييرات :
يکی از دستاوردهای بسيار مستند در مورد رفتار فرد و سازمان اينست که سازمان و اعضای آن در برابر تغيير ايستادگی ( مقاومت ) می کنند. ايستادگی در برابر تغيير می تواند بصورت يکی از منابع ايجاد تعارض و اختلاف نظر ، در آيد .
ايستادگی در برابر تغيير الزاماً به روشهای استاندارد صورت نمی گيرد . افراد می توانند بصورتی آشکار ، تلويحی ، غير مستقيم و يا آنی از خود مقاومت نشان دهند .
اگر مقاومت افراد بصورت آشکار يا آنی باشد مديريت سازمان با مساله چندان مشکلی روبرو نخواهد بود . اما بدترين نوع مقاومت آنست که بصورت غير مستقيم باشد . يا اينکه اعضای سازمان بکوشند تا آن را برای مدت زمانی به تاخير اندازند . مقاومت تلويحی يا غير مستقيم جنبه ظريف تری به خود می گيرد و وفاداری افراد نسبت به سازمان کم می شود . اينک به منابعی می پردازيم که منشاء اينگونه ايستادگی ها می شوند از ديدگاه تجزيه و تحليل ، اين منابع به دو دسته فردی و سازمانی تقسيم می شوند .
مقاومت های فردی :
عادت : انسان موجودی پايبند عادت است . افراد هنگاميکه با پديده تغيير روبرو می شوند ، اين نوع تمايل ( عادت ) بصورت منبعی در می آيد که در برابر پديده تغيير ايستادگی می کند . بنابراين زمانيکه محل کارفرما تغيير می کند و به نقطه ديگری منتقل می شود او بايد بسياری از عادتهای خود را تغيير دهد .
امنيت : کسانيکه به شدت احساس امنيت شغلی می کنند در برابر پديده تغيير مقاومت می نمايند . زيرا اين پديده می تواند احساسی را که آنان از "امنيت " دارند دستخوش تهديد قرار دهد .
عوامل اقتصادی : يکی ديگر از دلايلی که موجب مقاومت فردی می شود اينست که فرد می ترسد تغيير باعث شود که در آمد وی کاهش يابد ، تغيير در نوع کار يا وظيفه ای که فرد در سازمان انجام می دهد می تواند موجب تهديدات اقتصادی شود .
وحشت از پديده ابهام : پديده تغيير باعث می شود که عدم اطمينان و ابهام جايگزين چيزهای شناخته شود . کارکنان و اعضای سازمان در برابر پديده عدم اطمينان واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند و ممکن است نسبت به پديده تغيير نگرش منفی پيدا کنند .
چشم پوشی از واقعيت : اصولاً افراد ازميان اطلاعاتی که به آنان می رسد ، آنهايي را گوش می دهند که درنوع پنداشت يا برداشتشان خدشه ای وارد نکند آنان همان چيزهايي ر امی شنوند که می خواهند بشنوند و به اطلاعاتی که دنيای "خود ساخته" آنان را مورد تهديد قرار ندهد .
مقاومتهای سازمانی :
سازمانها برحسب طبيعت محافظه کارند ، آنها بصورت فعال دربرابر پديده "تغيير" مقاومت می کنند . سازمانها و نهادهای دولتی همواره تمايل دارند تا کارها را بدان گونه که سالهاست انجام می دهند ، ادامه دهند و هيچ اهميتی ندارد که آيا اين نوع خدمات کماکان مورد نياز هستند يا خير . حتی سازمانهای آموزشی يا دانشگاههايي که بر افکار باز و ديدگاههای خلاق ، ارج می نهند ، خود در برابر پديده تغيير به شدت مقاومت می کنند . بيشتر سيستمهای آموزشی و مدارس از همان تکنولوژی های آموزشی 50 سال پيش ، استفاده می کنند .
منابع اصلی مقاومت سازمانی دربرابر "تغيير" عبارتند از :
مکانيسم ساختاری : سازمانهابرای حفظ ثبات و پايداری در خود نوعی مکانيسم ساختاری بوجود آورده اند . برای مثال فرآيند گزينش به گونه ای است که افرادی خاص به استخدام سازمان در می آيند و افرادی هم اخراج می گردند يا از آنجا می روند . کسانيکه به استخدام يک شرکت در آمده اند همانهايي هستند که مناسب مشاغل موجود يا واجد شرايط لازم برای انجام کارها می باشند از اين رو به گونه ای هدايت شده اند که رفتارهايي خاص را در پيش گيرند و در هر زمينه ای به گونه ای خاص عمل کنند اگر سازمان با پديده تغيير روبرو شود اين مکانيسم ساختاری به صورت يک عامل بالقوه در می آيد و برای حفظ ثبات ساختاری در برابر آن ايستادگی می کند .
بی توجهی به تغيير : سازمانها از تعدادی سيستم وابسته به هم تشکيل شده اند . نمی توان بدون اثر گزاردن بر ديگران در يکی از اين سيستمهای فردی تغييراتی بوجود آورد .
هنجارهای گروهی : حتی اگر افراد بخواهند رفتارهای خود را تغيير دهند ، هنجارهای گروهی به عنوان يک عامل بازدارنده در خواهد آمد .
تهديد متخصصان : امکان دارد تغيير در الگوهای سازمانی ، تخصص و مهارت گروههای متخصص را مورد تهديد قرار دهد . برای مثال ورود کامپيوترهای شخصی به سازمانها که باعث شد مديران بتوانند مستقيماً به اطلاعات دست يابند سبب گرديد که دواير سيستمهای اطلاعاتی ، از خود واکنش "شديد" نشان دهند . زيرا اين کامپيوتر ها بصورت منابع بالقوه ای در آمده اند که مهارت و تخصص آنان را مورد تهديد قرار می دهند .
تهديد کردن قدرت مديران : ارايه شيوه های تصميم گيری مشارکتی يا گروههای کاری مستقل، نمونه هايي از تغييراتی هستند که قدرت سرپرستان و مديران رده های ميانی سازمانها را مورد تهديد قرار می دهد .
تهديد ناشی از شيوه های تخصيص منابع : گروههايي که مقدار زيادی از منابع سازمان را در کنترل خود دارند پديده تغيير را بعنوان يک عامل تهديد به حساب می آورند . آنان نسبت به شيوه ای که امور در حال انجام شدن است رضايت کامل دارند هر نوع تغييری را که در اين روند رخ دهد بعنوان يک عامل تهديد کننده به حساب می آورند .
غلبه بر عوامل مقاومت :
برای از بين بردن منابع يا عواملی که در برابر پديده تغيير مقاومت می کنند روش هايي وجود دارد :
آموزش و ارتباطات : برای از بين بردن مقاومت بايد با کارکنان و اعضای سازمان ارتباط برقرار کرد و علت ايجاد تغيير رابه آنان تفهيم نمود و دلايل آن را بر شمرد . اگر کارکنان و اعضای سازمان از همه واقعيتها آگاه شوند و هر نوع سوء تفاهمی از بين برود از ميزان مقاومتها کاسته خواهد شد . برای انجام اين کار می توان با افراد به مباحثه پرداخت ، بخشنامه صادر کرد و يا در آن رابطه سخنرانی کرد يا گزارشهايي تهيه و ارايه نمود .
مشارکت : اگر افراد در امر ايجاد تغيير و به هنگام تصميم گيری، مشارکت کرده باشند به ندرت امکان دارد که در برابر آن ايستادگی نمايند . بايد پيش از ايجاد هر نوع تغيير از کسانيکه احتمال می رود با آن به مخالفت برخيزند دعوت به عمل آورد و آنها را در زمينه تصميم گيری مشارکت داد .
در نظر گرفتن تسهيلات : يکی ديگر از راههايي که می تواند مقاومتهای بالقوه بر سر راه تغيير را از بين ببرد اينست که در ازای کم شدن مقاومت چيزی ارزشمند به آن افراد داده شود و يا منافعی را که از اين راه حاصل افراد می شود بر شمرده شود .
استفاده از زور : استفاده از زور آخرين روشی است که در اين فهرست قرار دارد . يعنی مديريت سازمان ، گروههای مقاوم را مستقيماً مورد تهديد قرار می دهد و آنان را مجبور می نمايد تادست از مقاومت بر دارند . نمونه های کاربرد زور عبارتند از: تهديد به اخراج ، تغيير پست و تنزل مقام يا دادن معرفی نامه ضعيف .
در پايان ذکر اين مطلب ضروری به نظر می آيد که اگر عوامل محيطی بصورت کامل ثابت می ماندند . اگر مهارتها و تواناييها همواره به "روز" بودند و منسوخ نمی گرديدند و اگر فردا درست همانند امروز بود ، در آن صورت مديران نبايد به تغييرات سازمانی توجه می کردند ولی دنيای واقعی همواره دستخوش تشنج ، تحول و دگرگونی است و اگر سازمان يا اعضای آن بخواهند در صحنه پر رقابت ايستادگی کنند بايد همواره متحول شوند .
در بيشتر سازمانها مديران در زمره طلايه داران پديده "تغيير "به حساب می آيند . آنان از مجرای تصميماتی که می گيرند و رفتار الگو مآبانه خود به فرهنگ تغييرات سازمانی شکل می دهند . بطور مثال تصميمات مدير در مورد طرح ساختار ، عوامل فرهنگی و سياستهای منابع انسانی به ميزان نوآوری سازمانی خواهد بود . به همين شيوه تصميمات سياستها و روشهای مديريت تعيين کننده ميزان يا درجه ای است که سازمان می تواند عوامل محيطی را درک کند و خود را با تغييراتی که در اين عوامل رخ می دهد ، سازگار نمايد .

نحوه گسترش و متنوع ساختن فعالیت نظام بانکداری بدون ربا در شعب خارج از کشور

نحوه گسترش و متنوع ساختن فعالیت نظام بانکداری بدون ربا در شعب خارج از کشور

(مطالعه موردی امارات متحده عربی)

بانکداری اسلامی بصورت فعلی از حدود اواسط دهه 1970  در خاورمیانه بوجود آمد . انتشار کتاب مشهور " البنک الربوی فی السلام" اثر متفکر بزرگ شیعی سید محمد باقر صدر در اشاعه این تفکر تاثیر زیادی داشت و بسیاری از افراد را به فکر بانکداری اسلامی انداخت از جمله محمد الفیصل برادرزاده پادشاه عربستان, که نخستین  بانکهای اسلامی را در اواسط دهه 1970 در عربستان, مصرو سودان پایه گذاری کرد. ناگفته پیداست که میان استقرار نطام بانکداری اسلامی و تاسیس بانک اسلامی تفاوت وجود دارد. آنچه  امروز در کشور جمهوری اسلامی ایران و پاکستان وجود دارد استقرار بانکداری غیر ربوی است در حالیکه در بسیاری از ممالک دیگر بانکهای اسلامی در داخل یک نظام بانکداری سنتی و ربوی ایجاد شده است.

شایان ذکر است  از سالها پیش مطالعات و بررسی های علمی و دانشگاهی در برخی کشورهای مسلمان نظیر مصر و پاکستان در ...

ادامه نوشته

هشت چالش اصلی نظام بانکی ایران

هشت چالش اصلی نظام بانکی ایران



سیدحمید پورمحمدی جزئیات 8 چالش بزرگ و عمده نظام بانکی در ایران را تشریح کرد و گفت: رفع چالش‌های نظام بانکی در دستور کار وزارت امور اقتصادی و دارایی قرار گرفت.

معاون امور بانکی، بیمه و شرکت‌های دولتی وزارت امور اقتصادی و دارایی در گفت‌وگو با مهر، بانکداری الکترونیک، قوانین و مقررات و امور حقوقی، نهادهای جدید پولی و مالی کشور، شفافیت مالی، عملیات اعتباری و ارزی، خصوصی‌سازی بانک‌ها و نظارت و بازرسی عملکرد بانک‌ها را 8 چالش‌های بزرگ و عمده نظام بانکی کشور نظام بانکی اعلام کرد و گفت:

ادامه نوشته

آینده نظریات «میلتون فریدمن»

دکتر سهراب شهابی*

* عضو هیات علمی دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه

«میلتون فرید من» اقتصاددان برجسته و از بنیان‌گذاران مکتب پولی شیکاگو، برنده جایزه نوبل در اقتصاد در سال 1976،  ماه گذشته درگذشت. اعتبار و شهرت او باعث شد که خبر فوت او و مروری  به زندگی و نظریاتش، مطبوعات و وسائل ارتباط جمعی جهان را پر کند، نام این اقتصاددان بزرگ که شاید تا چند ماه قبل  بیشتر برای استادان، کارشناسان، متخصصان و دانشجویان اقتصاد و اقتصاد سیاسی آشنا بود، نامی آشنا شد و موضوع بحث در جلسات متفاوت.

شهرت «فریــد من» تا حــد زیادی در تقابل نظریـات او با اقتصاددان بزرگ و پایه‌گذار اقتصاد....

ادامه نوشته

ارزیابی قراردادها

ارزیابی قراردادها و شیوه‌های اعطای تسهیلات در بانكداری بدون ربا

سیّدعباس موسویان*

چكیده

گذشت بیش از بیست سال از اجرای قانون بانكداری بدون ربا، فرصت مناسبی برای مطالعه و ارزیابی این نظام بانكی است. یكی از ابعاد مهم آن، بحث اعطای تسهیلات و تخصیص منابع است.

با تغییر قانون بانكداری ایران و حذف اعطای وام و اعتبار براساس قرارداد قرض با بهره، روش‌های دیگری برای تخصیص منابع جایگزین شد كه در یك تقسیم‌بندی كلّی می‌توان به چهار گروه قرض‌الحسنه، قراردادهای مبادله‌ای (فروش اقساطی، اجاره به شرط تملیك، سلف، خرید دین و جعاله)، قراردادهای مشاركتی (مشاركت مدنی، مشاركت حقوقی، مضاربه، مزارعه و مساقات) و سرمایه‌گذاری مستقیم، تقسیم كرد.

مطالعه عملكرد این روش‌ها نشان می‌دهد كه فقط قراردادهای مبادله‌ای با ماهیت بانك‌های تجاری و با اهداف و سلیقه‌های متقاضیان تسهیلات بانكی سازگار است؛ در نتیجه، الزام بانك یا مشتریان به سایر قراردادها باعث اتلاف منابع بانك‌های تجاری و صوری‌شدن قراردادها می‌شود. مطالعة كاربردی قراردادهای مبادله‌ای نشان می‌دهد كه این گروه از قراردادها به تنهایی برای تأمین صددرصد نیازهای متقاضیان تسهیلات بانك‌های تجاری كافی است.

مشكل دیگر، بحث شیوه‌های اعطای تسهیلات است. بانكداری دنیا كنار شیوة متعارف پرداخت وام و اعتبار، از پرداخت تسهیلات به روش اعتبار در حساب جاری و كارت‌های اعتباری استفاده می‌كند كه هم به نفع بانك و هم به نفع مشتری است. مطالعه كاربردی قراردادهای مبادله‌ای نشان می‌دهد كه این گروه از قراردادها، افزون بر قابلیت برای اعطای تسهیلات به روش متعارف، قابلیت برای اعطای تسهیلات به روش اعتبار در حساب جاری و كارت‌های اعتباری را نیز دارند.

در این مقاله با بیان اشكالات بخش اعطای تسهیلات در بانكداری ایران، الگوی جدیدی برای بانك‌های تجاری، براساس قراردادهای مبادله‌ای پیشنهاد می‌شود كه نتایج ذیل را به همراه دارد.

1. تعداد قراردادهای اعطای تسهیلات از دوازده نوع به پنج نوع كاهش می‌یابد كه سبب تسهیل و روان‌سازی معاملات بانكی می‌شود؛

2. شیوه‌های اعطای تسهیلات متنوع‌ شده، افزون بر شیوة متعارف، شیوة اعتبار در حساب جاری و كارت‌های اعتباری نیز افزوده می‌شود؛

3. از آن‌جا كه قراردادهای مبادله‌ای بانك براساس حسابداری بدهكار و بستانكار است، با شیوه‌های حسابداری بانكداری متعارف و بین‌المللی هماهنگ خواهد بود؛

4. از آن‌جا كه قراردادهای مبادله‌ای براساس نرخ‌های سود معیّن و قطعی است، با ماهیت بانك‌های تجاری و اهداف و انگیزه‌های متقاضیان تسهیلات هماهنگ است و زمینه برای پرداخت سود معیّن برای انواع سپرده‌های بانكی و هماهنگی با بانكداری بین‌المللی فراهم می‌شود؛

5. تمركز روی قراردادهای مبادله‌ای و استفاده از تمام ظرفیت آن‌ها، بانك‌های تجاری را از ورود به فعالیت‌های غیرتخصّصی دور كرده، روز به روز به عمق و...

ادامه نوشته

ماهیت پول

بررسی و نقد نظریات برخی از اندیشه‌وران اسلامی دربارة ماهیت پول

محمّداسماعیل توسّلی*

چکیده

در اقتصاد اسلامی، پول موضوع بسیاری از احکام فقهی و حقوقی است؛ از این‌رو،‌ شناخت ماهیت آن اهمیت ویژه‌ای یافته است. در این جهت، برخی از اندیشه‌وران اسلامی به نظریه‌پردازی درباره ماهیت آن پرداخته‌اند. شهید صدر?، آیت‌الله بجنوردی، آیت‌الله شاهرودی و حجت‌الاسلام یوسفی، حقیقت پول را در قدرت خرید آن می‌دانند و مؤلفان کتاب پول در اقتصاد اسلامی به نظریه ارزش اسمی درباره ماهیت پول گرایش دارند. مقاله حاضر با بررسی این نظریات و نقد مبنایی و بنایی آن‌ها نشان داده است كه این نظریات به دلایلی کافی نیستند؛ و باید به نظریه‌پردازی جدیدی درباره ماهیت پول روی ‌آورد.

واژگان کلیدی: پول، ماهیت پول، نظریه قدرت خرید، نظریه ارزش اسمی.

مقدمه

تا هنگامی كه پول به شكل سكّه‌های طلا و نقره جریان داشت، ماهیت فلزّی آن برای همگان قابل تشخیص بود؛ اما پول در تاریخ تكاملی خود به مرحله‌ای رسیده كه قالب فیزیكی را به‌طور كامل رها كرده است. اسكناس كه تا پیش از این رسید و حواله پول بود، خود به‌طور مستقل در جای پول نشسته است و عرف به‌ نظرٍ استقلالی به آن می‌نگرد. پول‌های تحریری و الكترونیكی حتی كاغذِ بی‌ارزش اسكناس را هم ندارند. این امر باعث ابهام در حقیقت و چیستی پول كنونی شده و پرسش‌های متعدّدی را جلو روی فقیهان قرار داده است.

برخی از این پرسش‌ها به شرح ذیل است:

آیا خرید و فروش پول‌های كنونی از مصادیق ربای معاملی است؟

آیا جبران كاهش ارزش پول در حساب‌های بانكی، قرض، مهریه، غصب، حبس و … ربا است؟

آیا شروط باب صَرف در مورد پول‌های كنونی مصداق می‌یابد؟

آیا بانك مركزی، از حق انتشار پول، به هر شكلی خواست می‌تواند استفاده كند؟

آیا پولی‌كردن كسر بودجه محدودیت شرعی دارد و دولت ضامن است؟

آیا قرض‌دهنده می‌تواند تقاضای جبران كاهش ارزش پول كند؟

و پرسش‌هایی از این قبیل كه فقط با مشخص‌شدن ماهیت و چیستی پول كنونی می‌توان برای آن‌ها پاسخی یافت. منظور از ماهیت پول كنونی، ماهیت غیرپولی شیئی است كه نقش پول را ایفا می‌كند؛ زیرا در فقه اسلامی احكامی كه موضوع آن‌ها پول است، صِرف اطلاق عنوان پول به شیئی باعث نمی‌شود حكم به آن تعلق گیرد؛ بلكه ماهیت و چیستی چیزی كه پول است، در تعلق آن حكم شرعی و حقوقی دخالت تام دارد؛ به‌طور مثال، زكات زمانی به پول تعلق می‌گیرد كه مسكوك طلا و نقره باشد؛ از این‌رو، اگر مسكوك طلا و نقره نباشد یا طلا و نقره مسكوك نباشد، زكات ندارد یا احكام صَرف مانند تساوی ثمن و مثمن و قبض و اقباض در جلسه عقد، زمانی به پول تعلق می‌گیرد كه طلا و نقره باشد. بر این اساس، شهید صدر? می‌گوید:

احكام صرف در فقه اسلامی با تغییر پول از نوعی به نوع دیگر تغییر می‌کند (صدر، 1994: ص 146)؛

پس آنچه برای اندیشه‌وران اسلامی اهمیت دارد، شناخت ماهیت غیرپولی اشیایی است كه نقش پول را ایفا می‌كنند؛ اما برای اقتصاددانان كه فقط كاركرد پولی مهم است، شناخت چیستی پول كنونی چندان لزومی ندارد؛ زیرا این نشناختن مشكلی ایجاد نمی‌كند؛ در نتیجه تمام تعاریفی كه از پول ارائه كردند، تعریف به وظیفه و كاركرد است.

این تعاریف فقط مفهوم پول را كه از نوع مفاهیم انتزاعی است و با نحوه وجودی و كاركردی اشیا كار دارند، به ما می‌شناساند و فقط می‌تواند بگوید كه پول چه كار می‌كند و چه وظایفی بر عهده دارد.

این تعاریف به شناخت ماهیت شیئی كه هم اكنون پول است، هیچ كمكی نمی‌كند؛ از این‌رو، برخی از اندیشه‌وران اسلامی به نظریه‌پردازی دربارة ماهیت چیزی كه هم اكنون پول است پرداخته‌اند؛ زیرا عدم شفافیّت ماهیت پول به احكام ناسازگاری‌ در فقه انجامیده است. تنوّع آرای‌ فقهی‌ و حقوقی‌ در حوزه فقه و حقوق، گواه روشنی‌ بر ‌این مدّعا است.

این مقاله می‌كوشد با بهره‌گیری‌ از معیارهای‌ عمومی‌ نظریه‌پردازی‌ و برخی‌ پذیره‌های‌ مسلّم فقهی و عرفی‌‌ به‌صورت معیارهای‌ اختصاصی‌ به تحلیل و ارزشیابی ‌‌این نظریه‌ها بپردازد. اهم معیارهای‌ عمومی‌ آن است كه اولاً مفروضات اساسی ‌‌این نظریات جرح، تعدیل یا ترك نشود؛ ثانیاً پدیده‌های‌ پیشین را توضیح داده، بتوان پدیده‌های آینده را براساس آن پیش‌بینی‌ كرد. اهم معیارهای‌ اختصاصی‌ آن است كه‌ این نظریه‌ها باید بتواند در پارادایم فقه جواهری‌، پذیره‌های‌ مسلّم‌ این فقه را نه‌تنها نقض نكرده، بلكه تقویت، و هسته مركزی‌ آن را حفظ كند. در صورت واردبودن هر یك از نقدها، آن نظریه دیگر قابل استناد نخواهد بود.

نگارنده در این مقاله، ابتدا برخی از این پذیره­ها را به اجمال برشمرده، آن‌گاه براساس این معیارها، نظریات (این نظریات هم اکنون جزء مهم‌ترین نظریات مطرح است) برخی از اندیشه‌وران اسلامی را كه به نظریه قدرت خرید و نظریه ارزش قائل هستند، بررسی و نقد كرده و...

ادامه نوشته

تاریخچه‌ای از علم اقتصاد در جایگاه علمی اخلاقی

تاریخچه‌ای از علم اقتصاد در جایگاه علمی اخلاقی

مؤلف: جیمز اَلْوی*

مترجم: علی نعمتی**

مطالعه تاریخ علم اقتصاد نشان می‌دهد این علم در بستر اخلاق متولد و بالنده شد و بزرگان این دانش چون آدام اسمیت، استوارت میل، مالتوس و حتی مارشال اقتصاد را در جهت آموزه‌های اخلاقی می‌دیدند و بر تعالیم چون عدالت، خیرخواهی، اصلاح مشكلات مردم، تعادل ثروت‌ها و درآمدها اصرار داشتند. از زمان مارشال به بعد به‌واسطة غلبة اندیشة اثبات‌گرایی، بین اخلاق و اقتصاد فاصله افتاد و به اعتقاد برخی صاحب‌نظران دانش اقتصاد دچار فقر بنیادی گردید. به‌نظر می‌رسد، چنان‌كه آمارتیا سن برندة نوبل اقتصاد 1998 معتقد است، تأمل متفكران اقتصاد می‌تواند دانش اقتصاد را از انحراف نجات داده، آن را در عین حال كه یك علم ریاضی است با اخلاق تركیب کند.

از آن‌جا كه مقالة حاضر یكی از دغدغه‌های اقتصاد اسلامی یعنی اخلاقی‌بودن اقتصاد را به شكل زیبایی مطرح كرده است، به انتشار و ترجمه آن اقدام کردیم به امید روزی كه دانش اقتصاد به دور از افراط و تفریط‌ها به اصول و ارزش‌های اخلاقی نزدیك شده، رسالت اصلی خود را باز یابد.

چكیده

نگاهی گذرا به تاریخ عقاید اقتصادی نشان می‌دهد كه دانش اقتصاد در بستر اخلاق رشد كرده و تا مدّت‌ها یكی از اقسام حكمت عملی (یا دانش‌های عملی Practical Sciences) قلمداد می‌شده است؛ اما به علل گوناگون از جمله پیشرفت چشمگیر علوم طبیعی و برتری‌یافتن روش تجربی و نیز اتخاذ روش‌شناسی پوزیتیویستی در علم اقتصاد، رفته رفته دانش اقتصاد از دغدغه‌ها و مسائل اخلاقی جدا می‌شود.

بخش اوّل این مقاله مروری كوتاه بر پیوند علم اقتصاد و فلسفه اخلاق تا پیش از آدام اسمیت و اشاره‌ای به این نكته است كه اقتصاد در سنت ارسطویی، بخشی از حوزة مطالعاتی گسترده‌تری بوده، اخلاق و سیاست را نیز در بر می‌گرفته است. این تقسیم‌بندی و نگرش به اقتصاد در قرون وسطا نیز استمرار می‌یابد.

بخش دوم مقاله به بررسی اقتصاد از دیدگاه آدام اسمیت می‌پردازد. اگرچه بیشتر صاحب‌نظران مدعی‌اند كه علم اقتصاد جدید را اسمیت و كتاب تأثیرگذار او، ثروت ملل، بنیانگذاری كرده است، در واقع باید گفت: این تفسیری است كه علاقه‌مندان اقتصاد اثباتی از آرای اسمیت عرضه می‌كنند و او را مبدع اقتصاد جدید برمی‌شمارند. دقت‌ها و بازكاوی‌های جدید در آثار اسمیت نشان می‌دهد نگرشی كه وی به دانش اقتصاد داشته است با تعاریفی كه امروزه از اقتصاد می‌شود، بسیار متفاوت است.

در بخش سوم مقاله كه دورة زمانی پس از اسمیت تا 1900 را در برمی‌گیرد، با مروری بر دیدگاه‌های مالتوس، ریكاردو، استوارت میل، مارشال و ... نشان داده شده است كه اگرچه بخش‌های فنی اقتصاد را به‌طور قابل ملاحظه‌ای این دانشمندان توسعه داده‌اند، عموم آنان همچنان اقتصاد را دانشی می‌دانسته‌اند كه در خدمت اهداف اخلاقی است.

بخش چهارم مقاله نیز به افول دیدگاه اخلاقی و تسلط دیدگاه اثباتی بر اقتصاد می‌پردازد.

واژگان کلیدی: علم اقتصاد، علم اخلاق، حکمت عملی، تاریخ عقاید اقتصادی، دانش‌های عملی، اقتصاد اثباتی، علوم طبیعی، فلسفه اخلاق و....

ادامه نوشته

The cost of inefficiency

 

The cost of inefficiency: an empirical study into the relative

efficiency of a financial institution’s branches

David Murray

David Tripe

Centre for Banking Studies

Massey University

Private Bag 11-222

Palmerston North

New Zealand

Abstract

This paper goes beyond standard ratio analysis to apply data envelopment analysis

(DEA) to evaluate the relative efficiency of the branches within the network of a New

Zealand non-bank financial institution, to discover what makes some branches more

efficient than others, and identify ways of improving the identified X-inefficiencies. To the

authors’ knowledge, this is the first reported research to apply DEA in an evaluation of a

network of decision making units (branches) of a New Zealand financial institution.

Under output maximisation optimisations, material although not extensive improvements

are identified in the inputs and outputs employed by branches in the production and

intermediation processes. With the exception of a limited number of branches, scale

effects do not appear to play a major role in identified inefficiencies.

Keywords

Financial institution efficiency, Data Envelopment Analysis, New Zealand

Corresponding author: E-mail D.W.Tripe@massey.ac.nz; phone +64 6 350-5799 ext 2337

1

ادامه نوشته

بانکداری بدون ربا

الگوی جدید بانکداری بدون ربا*

سیّدعباس موسویان**

** استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

چکیده

تجربه بیش از بیست‌وسه سال اجرای قانون عملیات بانکی بدون ربا براساس الگوی فعلی نشان می‌دهد این الگو در عین حال که کامیابی‌هایی داشته،  مشکلات و نارسایی‌هایی هم به همراه دارد. برخی از آن‌ها عبارتند از:

1. تعدد بیش از حدّ عقدهای بانکی باعث پیچیده، طولانی و پرهزینه‌شدن آموزش کارکنان بانک می‌شود؛

2. آموزش ناکافی کارکنان بانک، باعث عدم انتخاب صحیح قراردادها و عدم تفهیم مناسب مشتریان، و این، سبب صوری و باطل‌شدن خیلی از قراردادها می‌شود؛

3. برخی از عقدها با فعالیت بانکی تناسب ندارند و اجرای صحیح آن‌ها در بانک ممکن نیست؛

4. برخی از قراردادها به نظارت و کنترل مستمر نیاز دارند؛ در حالی که همه بانک‌ها ابزار و نیروی انسانی مناسب برای نظارت و کنترل را ندارند؛

5. اجرای صحیح برخی از قراردادها همراه با هزینه سنگین عملیاتی است و برای همه بانک‌ها مقرون به صرفه نیست؛

6. برخی از قراردادها با اهداف و سلیقه‌های مشتریان بانک (سپرده‌گذاران و متقاضیان تسهیلات) سازگار نیستند؛ در نتیجه مشتری، به اجرای صحیح قرارداد تمایلی ندارد.

برای حلّ مشکلات پیش‌گفته، الگوی دیگری تحت عنوان آ«الگوی جدید بانکداری بدون رباآ» طراحی شده است. اساس این الگو لحاظ اهداف، سلیقه‌ها و انتظارات مشتریان بانک از یک‌سو و تفاوت ماهوی قراردادهای اسلامی از سوی دیگر است. الگوی جدید، بانک‌ها را در سه گروه بانک‌های تجاری با سود معیّن مبتنی بر قراردادهای مبادله‌ای، بانک‌های تخصّصی با سود متغیّر با محوریت قراردادهای مشارکتی و بانک‌های جامع با ترکیب خاص قراردادهای مبادله‌ای و مشارکتی سامان می‌دهد و انتظار دارد تمام مشتریان بانک را براساس اهداف و سلیقه‌های خودشان از راه عقدهای متناسب اسلامی پاسخ دهد.

مقاله، بعد از نگاهی گذرا به الگوهای گوناگون بانکداری بدون ربا در بخش‌های تجهیز و تخصیص منابع به نقد الگوی فعلی بانکداری بدون ربای ایران می‌پردازد؛ آن‌گاه الگوی جدید بانکداری بدون ربا را تبیین می‌كند و به بررسی مبانی فقهی و حقوقی آن می‌پردازد.

واژگان کلیدی: ربا، فلسفه تحریم ربا، عقدهای مبادله‌ای، عقدهای مشارکتی، بانک‌های تجاری، بانک‌های تخصّصی، بانک‌های جامع، سود معیّن و سود انتظاری.

 

ادامه نوشته

پولشویی

       بسمه تعالي

 

 

پولشويي

(Money Laundering)

 

 

 

تهيه کننده:

محمد روشن

 

زمستان 1384

 

پولشويي[1] (تطهير پول)

مقدمه

افراد و سازمانهايي که به دنبال بدست آوردن وجوه از راههاي خلاف و غيرقانوني هستند، به فرايندي نياز دارند تا چنين وانمود نمايند که پولهايشان از راههاي قانوني و مشروع حاصل شده است، به اين جهت به پديده پولشويي روي مي‌آورند. پولشويي، عبارت است از هر نوع عمل يا اقدام به عمل براي مخفي كردن يا تغيير ظاهر هويت نامشروع وجوه مکسوبه حاصل از فعاليتهاي مجرمانه و غير قانوني (مانند قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه، اختلاس، ارتشاء، جنايتهاي تروريستي، گروگانگيري و ...) به گونهاي كه نشان دهد اين عوايد از راههاي قانوني بدست آمده است. پولشويي يا تطهير پول فعاليتي مجرمانه، گروهي، مستمر، درازمدت و در مقياسي وسيع است كه ميتواند از محدوده سياسي و جغرافيايي يك كشور نيز فراتر رود.

اين پديده فرايندي سه مرحلهاي دارد كه مرحله اول...

ادامه نوشته

نرخ سود تسهیلات بانکی

غيردولتی

محدوده نرخ سود علی الحساب سپرده های سرمايه گذاری مدت دار(1)(2)

   کوتاه مدت بلند مدت
سال   يک ماهه شش ماهه يک ساله دو ساله سه ساله چهارساله پنج ساله
سال 1383 12-10 14-12 17-16 18-17 18.5-18 19.5-19 20.5
پايان آبان 1384 14-12 16-14 18-16 19-17 19.5-18 20.5-19 21.5

(درصد در سال)

محدوده نرخ سود مورد انتظار تسهيلات(3)

سال   محدوده نرخ سود مورد انتظار تسهيلات
سال 1383 30-26
پايان آبان 1384 27-23

(درصد در سال)

1- شامل موسسات اعتباری غير بانکی
2- جهت دسترسی به اطلاعات بيشتر لطفاً به بانک مربوطه يا وب سايت آن رجوع گردد.
3- با نظر بانک مربوطه

دولتی

نرخ سود علی الحساب سپرده های سرمايه گذاری مدت دار1

سال   کوتاه مدت کوتاه مدت ويژه يک ساله دو ساله سه ساله چهارساله پنج ساله
1379 8 10 14 15 16 17 18.5
1380 7 9 13 17-13 17-13 17-13 17
1381 7 9 13 17-13 17-13 17-13 17
1382 7 9 13 17-13 17-13 17-13 17
1383 7 9 13 17-13 17-13 17-13 17
1384 2 7 9 13 17-13 17-13 17-13 17

(درصد در سال)

نرخ سود مورد انتظار تسهيلات3

سال   صنعت و معدن ساختمان و مسکن4 کشاورزی بازرگانی، خدمات و متفرقه صادرات
صندوق پس انداز مسکن بانک مسکن ساير
1379 19-17 16-15 19-18 16-13 25-22 18
1380 18-16 16-15 19-17 15-14 (حداقل) 23 18
1381 17-15 15-14 18-16 14-13 (حداقل) 22 17
1382 16 15 18 13.5 (حداقل) 21 15
1383 15 15 18 13.5 (حداقل) 21 14
1384 16 16 16 (حداقل) 16 16

(درصد در سال)

1- از سال 1380 تعيين نرخ سود علی الحساب  سپرده های دو ساله تا چهارساله در دامنه 17-13 درصد در اختيار بانكهای دولتی گذاشته شده است.
2- بر اساس ماده 10 قانون برنامه چهارم، اعطای تسهيلات توسط بانکهای دولتی با نرخ کمتر از ميزان مصوب مشروط به تأمين يارانه سود آن توسط دولت است. در اين رابطه دولت در قانون بودجه سال 1384 مبالغی يارانه پيش‌بينی نموده است.
3- مصوب شورای پول و اعتبار
4- در سال 1382، نرخ سود مورد انتظار تسهيلات در بخش ساختمان  معادل 21 درصد در سال تعيين گرديد.

 

   تاثير اينترنت بر بازاريابي سنتي

شهريار عزيزي
azizish@modares.ac.ir
حسين ميرحسيني
mirhosseini@isu.ac.ir

ابزار عمده رسيدن به اهداف بازاريابي ارتباطات است و اينترنت جديدترين و موثرتـــــرين وسيله ارتباطي است. درنتيجه بي شك اينترنت تاثيرات عميقي بر نحوه انجام بازاريابي داشته و درحقيقت بازاريابي اينترنتي تغييرات عمده اي نسبت به بازاريابي سنتي پيدا كـــــرده است. البته بايد توجه داشت كه تئوري هاي موجود در بازاريابي قابليت كاربري در اينترنت را نيز دارا هستند چرا كه

اينترنت نيز به دليل بعضي از ويژگيهاي خاص خود تغييرات اساسي را در بازاريابي سنتي به وجود آورده است. اين تغييرات توسط محققان مختلف موردبررسي قرار گرفته است: تغيير جريان اطلاعاتي يك طرفه بين شركت با مشتريان در بازاريابي سنتي به جريان اطلاعاتي دوطرفه (BLATTBERG ET AL, 1994) در بازاريابي اينترنتي&، تغيير ازبازاريابي انبوه به بازاريابي فردي (MARTIN, 1996)، تغيير از مفهوم بخش بندي بازار در بازاريابي سنتي به مفهوم جامعه سازي در بازاريابي اينترنتي& &(ARMSTRONG AND HAGEL,1996)،تغيير تفكر مشتري به عنوان بازار هدف به تفكر مشتري به عنوان شريك تجاري (MCKENNA) . شكل شماره يك نشان دهنده تغييرات ايجاد شده در بازاريابي درنتيجه بكارگيري اينترنت است. از مهمترين تغييرات ايجاد شده در بازاريابي سنتي كه در اثر اينترنت به وجود آمده، تغيير مدل بازاريابي يك به چند (ONE-TO MANY MODEL) به مدل چند به چند (MANY - TOMANY MODEL) است (HOFFMAN AND NOVAK, 1996). به دليل اهميت اين تغيير در فرايند بازاريابي آن را به طور جداگانه در قسمت بعد موردبحث قرار مي دهيم.





مدل چندبه چند در بازاريابي اينترنتي
هافمن و نواك (1996)معتقد هستند كه اينترنت باعث شده تا ارتباطات بازاريابي سنتي كه به صورت يك به چند بود به صورت چند به چند دربيايد. در مدل يك به چند، شركت پيامي را از طريق يك وسيله ارتباطي يا يك رسانه به مشتريان متعدد ارسال مي كند. در اين نوع ارتباط مصرف كنندگان قادر به برقراري ارتباطات پويا با شركت نبودند و صرفاً به صورت شنونده عمل مي كردند. مدل سنتي يك به چند باعث مي شد كه مشتريان در معرض بمباران پيامهاي تبليغاتي شركت ازطريق رسانه هايي مثل تلويزيون، راديو، روزنامه، مجله،... قرار بگيرند، درحالي كه نمي توانستند به صورت فعال با شركت ارتباط برقرار كرده و بر آن پيامها تاثير بگذارند. مدل سنتي ارتباطات بازاريابي در شكل شماره دو ترسيم شده است. اين مدل داراي سه ويژگي زير است:

1 - وسيله ارتباطي يا رسانه فقط به عنوان كانال انتقال پيام يا مضمون از شركت به مصرف كننده عمل مي كند؛
2 - مصرف كنندگان به معناي واقعي كلمه فقط شنونده هستند و فـــرض مي شود كه ازنظر ذائقه هايشان درمورد اطلاعات منتقل شده، همگن و متجانس هستند؛
3 - هيچ تعاملي بين مصرف كنندگان و شركت وجود ندارد.
با ظهور اينترنت و بكارگيري آن در ارتباطات بازاريابي، مدل سنتي يك به چند به مدل جديد چند به چند تغيير پيدا كرد. دراين مدل شركتها و مصرف كنندگان متعدد با استفاده از يك رسانه كه همان اينترنت است با هم ارتباط دارند و به دليل توانايي خاص اين رسانه كه امكان برقراري ارتباط همزمان شركتهاي متعدد را با خود و يا با مصرف كنندگان متعدد مي دهد طرفهــــاي شركت كننده در ارتباط مي تواند با يكديگرتعامل داشته و برهم اثر بگذارند. مدل چند به چند در شكل شماره سه ترسيم شده است. اين مدل نوين داراي ويژگيهاي زير است:
مشتريان مي توانند با يكديگر و با رسانه تعامل داشته باشند؛
شركتها مي توانند ازطريق رسانه مضمون و پيامي را فرستاده و به تعامل يكديگر بپردازند؛
مشتريان و شركتها مي توانند با هم تعامل داشته باشند؛
مشتريان مي توانند خود، پيامها و مضامين تجاري را به رسانه منتقل كنند. بدين ترتيب مدل جديدي از ارتباطات پيش روي بازاريابان قرار دارد
كه بايد با بكارگيري محاسن آن و درصورت وجود ازبين بردن معايب آن، درجهت برآوردن نيازهاي مشتريان و رسيدن به اهداف سازماني قدم بردارند. اگرچه بازاريابي اينترنتي در چند سال اخير رونق بسياري يافته است اما اكثر شركتها عمدتاً از آن براي ترفيع و تبليغ استفاده كرده اند. تنها تعداد محدودي از اين شركتها به طور كامل از پتانسيل بازاريابي اينترنتي بهره گرفته اند (
KIANG AND CHI, 2001). شايد يكي از علل عدم بكارگيري كامل بازاريابي مبتني بر اينترنت عدم شناخت نسبت به مزاياي بالقوه آن است.

مزاياي بازاريابي اينترنتي
گرچه در ابتداي تجاري شدن اينترنت ابزارهاي زيادي درمورد توانايي آن براي تحول تجارت و فعاليتهاي اساسي آن مثل بازاريابي صورت گرفت كه اكثراً خيالي بيش نبود اما تدريجاً با گذشت زمان و انجام تحقيقات مختلف در اين زمينه، توانائيها و مزاياي اينترنت به طور واقع بينانه اي موردشناسايي قرار گرفت. مزاياي بازاريابي اينترنتي توسط محققــان مختلف موردبررسي قرار گرفته و طبقه بندي شده است. يكي از اين طبقه بنديها مربوط به كيانگ و چي (2001) است. آنها مزاياي بازاريابي را در سه بعد موردبررسي قرار داده اند:

الف) بعد ارتباطاتي _(تبادل اطلاعات ميان خريــداران و فروشندگان): اينترنت وسيله اي بي نهايت موثر براي دسترسي به، سازماندهي و تبادل اطلاعات است. خصوصيات منحصر به فرد اينترنت كه مربوط به بعد ارتباطي هستند عبارتند:
توانايي در نگهداري حجم وسيعي از اطلاعات كه بتوان آنها را با هزينه هاي پايين، از هر كجاي جهان و توسط هر كسي از طريق شبكه جستجو كرده و يا منتشر ساخت؛

تعامل پذيري و توانايي در ارائه اطلاعات همزمان؛
ارائه تجارب ادراكي كه بسيار بيشتر از تجارب ادراكي حاصل از رسانه هاي كاغذي است.
اينترنت مي تواند اطلاعات موردنياز مشتري را به صورت همزمان و به محض درخواست^، به صورت 24 ساعته و در هفت روز هفته، دردسترس او قرار دهد و اين به معني تعامل بيشتر، خدمات بهتــر و پاسخگويي سريع تر به مشتري است. روشهاي برقراري ارتباطات در اينترنت متفاوت بوده و از پست الكترونيكي و گروههاي خبري تا اتاقهاي گفتگو و غيره را شامل مي شود. اين روشها به بازاريابان امكان مي دهند تا از نيازهاي درحال تغيير مشتريان باخبر بوده و استراتژي هاي بازاريابي خود را با اين تغييرات تطبيق دهند. همچنين استفاده از ارتباطات اينترنتي موجب صرفه جويي در هزينه هاي تلفن و فاكس مي شود. يكي ديگر از مزاياي استفاده از اينترنت امكان جمع آوري اطلاعات درمورد مشتريان ازطريق نظرسنجي هاي برخط است. شــــركتها با استفاده از ايــــــن اطلاعات مي توانند تبليغاتي متناسب با تك تك مشتريان ارائه كنند. اين توانايي موجب تسهيل بازاريابي ارتباطي و اجراي برنامه هاي وفاداري مي شود. عامل ديگري كه درمورد بعضي محصولات مزيت حساب مي شود، عدم وجود تماس رودررو در ارتباطات اينترنتي است. اين عدم تماس رودررو در خريد محصولاتي همانند دارو براي بيماريهاي خاصي كه افراد از ذكر نام آنها خجالت مي كشند يك مزيت مهم به شمار مي رود.
ب) بعد مبادلاتي (فعاليتهاي مربوط به فروش محصولات): اينترنت دسترسي تجارتها به دامنه وسيع تري از مشتريان بالقوه در سراسر جهان را فراهم ساخته است. اين مزيت مخصوصاً براي تجارتهاي كوچك داراي اهميت است و آنان را در امر رقــــــابت باشركتهاي بزرگتر ياري مي رساند. اينترنت همچنين اداره فرايند مبادله را راحت تر كرده است، مخصوصاً در رابطه با پردازش سفارشات پيچيده، كه اين امر موجب كاهش كارهاي دفتري، افزايش كارايي و كاهش هزينه هاي مبادله مي شود. سيستم هاي پرداخت برخط ضمن پايين آوردن هزينه پردازش مبادلات، امكان پرداختهاي كم در ازاي ارائه خدمات جزئي را فراهم مي آورند. درمورد مبادلات بنگاه به بنگاه كاهش زمان پردازش به معناي اين است كه خريدار مي تواند سطح موجودي انبار و همچنين ساير هزينه هاي سربار را پايين نگه دارد. اينترنت امكان تطبيق سريع با شرايط جديد بازار را فراهم آورده و به شركتها اجازه مي دهد تا برنامه هاي ترفيعي مطابق با خصوصيات تك تك مشتريان طراحي كرده و قيمتهاي قابل انعطافي را ارائه كنند. همچنين هزينه هاي پايين براي ورود و شروع بازاريابي اينترنتي يكي ديگر از مزاياي اينترنت است.
ج) بعد توزيع (تبادل فيزيكي كالاها و خدمات): بازاريابي اينترنتي حق انتخابهاي بيشتر و انعطاف پذيري بالاتر را براي شركتها فراهم ساخته و درعين حال مواردي همچون: موجودي هاي انبار زياد، هزينه هاي انبارداري و هزينه اجاره فضا را از بين برده است.
اينترنت همچنين زنجيره عرضه را كوتاه كرده و هزينه هاي مربوط به واسطه ها را كاهش داده است. توانايي اينترنت درعمل كردن به عنوان يك كانال توزيع براي محصولات خاص (محصولات ديجيتالي مثل نرم افزارهاي كامپيوتري) يكي از ويژگيهاي منحصر به فرد آن است. بكارگيري اينترنت به عنوان يك كانال توزيع نه تنها هزينه هاي ثابت توزيع را كاهش مي دهد بلكه توزيع سريع و همزمان كالاها و خدمات خريداري شده را تضمين مي كند. (جدول شماره يك)
مزاياي موردبحث شركتها را بر آن داشته تا به اتخاذ سياستهايي براي تبديل بازاريابي سنتي به بازاريابي اينترنتي تلاش كنند. تاكنون مدلهاي مختلفي براي جايگزيني مدلهاي قديمي مربوط به بازاريابي سنتي ارائه شده است. يكي از اين موارد مدل هفت آي (7
IS MODEL) است كه در اين مقاله شرح داده خواهدشد.


مدل هفت آي
بـازاريابي اينترنتي دربردارنده مزاياي عمده اي است و لذا شركتها به دنبال آن هستند كه از بازاريابي سنتي به سمت بازاريابي اينترنتي حركت كنند. البته همان طور كه قبلاً ذكر گرديد بازاريابي اينترنتي به معناي عدم كارايي مفاهيم سنتي بازاريابي در محيط اينترنت نيست بلكه به معناي تغيير تكنيك هاي بازاريابي است. يكي از تكنيك هاي قديمي براي اداره فعاليتهاي مربوط به بازاريابي، آميخته بازاريابي است. آميخته بازاريابي عبارت است از مجموعه اي از متغيرهاي بازاريابي كه دستيابي شركت به اهداف موردنظر را تحت تاثير قرار مي دهد. اين متغيرها در چهـــار متغير اساسي دسته بندي شده اند كه عبارتند از: محصول، قيمت، مكان و ترفيع (
KOTLER, 1986). در طي ساليان گذشته گاهي اجزاي ديگري نيز به آميخته بازاريابي اضافه شده است اما همواره اين چهار مورد ثابت بوده و درمورد آن توافق عمومي وجود داشته است.
با پايدار شدن بحث بازاريابي اينترنتي، بعضي از محققان سعي كرده اند تا مدلهاي جايگزيني براي آميخته بازاريابي سنتي ارائه كنند كه با خصوصيات عصر اينترنت سازگار بوده و فرايند تبديل بازاريابي سنتي به بازاريابي مبتني بر اينترنت را تسهيل سازد. يكي از اين موارد، مدل «هفت آي» است كه براي اولين بار توسط اسپالتر (1996) مطرح شد. گرچه او قصد نداشته تا اين مدل را به عنوان جايگزيني براي آميختــــه بازاريابي مطرح سازد ليكن مي توان از مدل او براي انتقال از بازاريابي سنتي به بازاريابي اينترنتي استفاده كرد. مدل پيشنهادي اسپالتر داراي هفت جزء است. اين اجزا عبارتند از:
1 - اتصال (
INTERCONNECTION): توانايي در ايجاد اتصال و ارتباط همزمان مابين هزاران نفركه در سرتاسر جهان پراكنده اند نكته حائزاهميتي است كه بايد در انتقال فعاليتهاي بازاريابي به اينترنت موردتوجه قرار گيرد. مشتريان مي توانند از هر كجاي زمين، 24 ساعت درهفت روز هفته، به پايگاه اينترنتي فروشنده مراجعه كرده و از آن خريد كنند. بازاريابان بايد اين توانايي جديد را مدنظر قرار دهند.

2 - تعامل مشتري با پايگاه اينترنتي (
INTERFACE): وجود يك تعامل مناسب بين مشتري با پايگاه اينترنتي شركت امري حياتي است. پايگاه شركت اولين نقطه برخورد ميان مشتري و شركت در محيط مجازي است و بايد به گونه اي باشد كه ادامه ارتباط مشتري با سازمان را تشويق و تقويت كند. در اينجا مسئله نوع طراحي پايگاه اينترنتي مهم خواهدبود.
3 - تعامل مشتري با اعضاي شركت (
INTERACTIVITY): اينترنت امكان برقراري گفتگو و ارتباط صميمانه مشتري با اعضاي شركت&، فارغ از هرگونه محدوديت زماني و مكاني، را ميسر مي سازد. برقراري تعامل چه به صورت اتوماتيك از طريق فرستادن پست الكترونيكي و چه به صورت برقراري ارتباط انساني ازطريق اتاقهاي گفتگو يكي از ويژگيهاي اساسي اينترنت بوده و نقطه مميزه آن با ساير رسانه هاي عمومي نظير راديو و تلويزيون است. شركتها بايد به درستي از اين ويژگي استفاده كنند.
4 - درگير شدن (
INVOLVEMENT): بازاريابان بايد جوي را به وجود آورند كه مشتري را درگير ارتباط پيوسته با شركت كرده و او را ترغيب به بازديدهاي مجدد و مكرر از پايگاه خود كند. راههاي مختلفي براي ايجاد اين درگيري وجود دارد مثلاً: طراحي جالب و جذاب پايگاه&، ايجاد وفاداري نسبت به مارك شركت، پيوند دادن سايت شركت به سايتهاي محبوب و رايج و قراردادن موارد سرگرم كننده بر روي پايگاه.

5 - اطلاعات (
INFORMATION): دسترسي گسترده به اطلاعات مربوط به كالاها و خدمات در اينترنت، موجب جابجايي رابطه قدرت از بازاريابان به مشتريان شده است. مشتريان از اين اطلاعات براي يافتن محصولات موردنظر خود استفاده مي نمايند درست به همان گونه كه بازاريابان از اطلاعات موجود براي يافتن مشتري استفاده مي نمايند. بازاريابان بايد در طراحي برنامه هاي خود اين پديده را مدنظر قرار دهند.
6 - فردگرايي (
INDIVIDUALISM): فردگرايي در اينجا به معناي توانايي وتمايل بازارياب در ارائه كالاها و خدمات سفارشي است. يعني ارائه محصول خاص براي هر فرد طبق علائق و ترجيحات خاص هر فرد. ويژگيهاي منحصر بفرد اينترنت امكان انجام چنين كاري را ميسر ساخته است. لذا شركتها بايد از اين خصوصيت درجهت جذب مشتريان استفاده كنند.
7 - صداقت (
INTEGRITY): حفظ حريم خصوصي&، امنيت و محرمانه ماندن اطلاعات شخصي افراد بايد تضمين گردد. صداقت پايگاه اينترنتي بر روي موفقيت و شهرت سازمـــان، در محيط مجازي و فيزيكي، تاثير مي گذارد. صداقت عامل اصلي به وجود آمدن حس اعتماد مشتري نسبت به شركت است. بازاريابي اينترنتي بايد وجود چنين امنيتي را براي مشتريان تضمين كند.
نتيجه گيري
فناوري اينترنت مهمترين اختراع عصر حاضر است كه چه آن را بپذيريم و چه در مقابل آن مقاومت كنيم تاثيرات عميقي بر شيوه انجام فعاليتها، مخصوصاً فعاليتهاي تجاري، گذاشته و در آينده تاثيرات بيشتري خواهد گذاشت. بازاريابي نيز به عنوان يكي از فعاليتهاي اساسي هر سازمان انتفاعي و غيرانتفاعي تاثيرات عميقي را درنتيجه ظهور اينترنت پذيرفته است. اين تاثيرات دربردارنده مزيتهاي مختلفي براي بازاريابان بوده است و به همين دليل شركتها به دنبال انتقال از بازاريابي سنتي به بازاريابي اينترنتي هستند. نكته بااهميت در اين انتقال واقع بيني و پرهيز از تغييرات ناگهاني در فعاليتها است. تجربه تاريخي ثابت كرده است كه تغييرتدريجي و مرحله به مرحله غالباً موفق تر است.

منابع
ARMSTRONG, A. AND HAGEL, J.III (1996), “THE REAL VALUE OF ONLINE COMMUNITIES”, HARVARD BUSINESS REVIEW, MAY-JUNE, PP.134-141. BLATTBEG, R.C, GLAZER, R. AND LITTLE, J.D.C. (1994), “INTRODUCTION”, THE MARKETING INFORMATION REVOLUTION, HARVARD BUSINESS SCHOOL PRESS, CAMBRIDGE, P.1.
CHAFFEY, D. (2002), E-BUSINESS AND E-COMMERCE MANAGEMENT, PEARSON EDUCATION, HARLOW, P.286.
CHAFFEY, D. MAYER, R, JOHNSTON, K. AND ELLIS-CHADWICK, F. (2000), INTERNET MARKETING: STRATEGY, IMPLEMENTATION AND PRACTICE, FINANCIAL TIMES PRENTICE HALL, HARLOW.
HOFFMAN, D.L. AND NOVAK, T.P. (1996), “MARKETING IN HYPERMEDIA COMPUTERMEDIATED ENVIRONMENT: CONCEPTUAL FOUNDATIONS”, JOURNAL OF MARKETING, JULY, PP.50-68.
KIANG, M.Y. AND CHI, R.T. (2001), “A FRAMEWORK FOR ANALYZING THE POTENTIAL BENEFITS OF INTERNET MARKETING”, JOURNAL OF ELECTRONIC COMMERCE RESEARCH, NO.4, PP.157-163.
KIANI, G.R. (1998), “MARKETING OPPORTUNITIES IN THE DIGITAL WORLD”, INTERNET RESEARCH: ELECTRONIC NETWORKING APPLICATIONS AND POLICY, NO.2, PP.185-194.
KOTLER, P.(1989), PRINCIPLES OF MARKETING, PRENTICE HALL INTERNATIONAL, NEW JERSEY, P.4.
MARTIN, J. (1996), CYBERCORP: THE NEW BUSINESS REVOLUTION, AMACOM, AMERICAN MANAGEMENT ASSOCIATION.
SPALTER, M. (1996), “,MAINTAINING A CUSTOMER FOCUS IN AN INTERACTIVE AGE?’, FROM BOOK: INTERACTIVE MARKETING: THE FUTURE PRESENT, EDITED BY FORREST, E. AND MIZERRSKI, R..
شهريار عزيزي: دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت بازرگاني دانشگاه تربيت
مدرس حسين ميرحسيني: دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت بازرگاني دانشگاه امام صادق (ع)

بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي

در اين شماره مى خوانيد:

سر مقاله

جامعه اطلاعاتي و ظرفيت سازي

ميز گرد

تحول در قانون تجارت; راهي گريزناپذير

مقالات

جهاني شدن و چالشهاي فراروي مديران


مديريت برمبناي فرايند


نگاهي نظري به مقوله مزيت رقابتي پايدار


كاربرد منطق تناقض در اعتلاي خلاقيت سازماني


مديريت فناوري، پيش شرط رقابت پذيري


تاثير اينترنت بر بازاريابي سنتي


انديشه هاي رهبر HP


مطالعــه تطبيقي مدلهال برنامه ريزي استراتژيك


تجربه فيليپين در بنگاههاي كوچك و متوسط به برتري


فهرستگان موضوعي 20 شماره ماهنامه تدبير(111-130)


گزارش ويژه

مديريت در تنظيم بازار


گزارشهاى داخلى

كسب و كار مبتني بر اينترنت


راهكارهاي توسعه فرهنگ صنعتي


 

كوتاه و خواندنى

مديريت فضاهاي نامرئي ABB


مدلهاي مديريتي را بي اثر نكنيم


عوامل موثر بر ايجاد وفاداري از ديد مشتريان


بودجه بندي عملياتي


روى خط اينترنت


نگاهي به يك كتاب


معرفى كتاب


روي جلد

 

 

+ نوشته شده توسط هادی احمدپور در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 14:31 | نظر بدهید



نحوه نگارش مقالات


 
 

            


برگرفته از راهنماي دستور العمل نگارش مقاله براي پژوهشگران غير انگليسي زبان

نوشته:دكترپاول‌ استا پلتون‌

مركز تحقيقات‌ بين‌ المللي‌ ‌ استراليا

ترجمه:شهريار شجاعي پور

 

چكيدة‌ مقاله‌  : Abstract

در مجلات‌ علمي‌، چكيده‌ مقاله‌  هم‌ معني‌ خلاصه‌ است‌. اما در لغت‌ نامه‌ اين‌ دو معنا  تعريفي‌متفاوت‌ دارند. ‌بعضا در متون‌ علمي‌ هر دو به‌ يك‌ معني‌ بكار مي‌ روند بطوريكه‌ بعضي‌ مجلات‌ از يك‌ لغت‌ براي‌هر دو مفهوم‌ استفاده‌ مي‌نمايند، البته‌ اين‌ روش‌ فراگير نيست‌ و بسياري مجلات بين چكيده و خلاصه مقاله تمايز قائل هستند. (معمولا چكيده مقاله اي كه قبل از ارسال اصل مقاله براي يك مجله ارسال ميگردد، چكيده مقاله پيشين ناميده ميشود كه با چكيدهاي كه در پايان مجلات آورده ميشود چكيده پسين تفاوت اساسي دارد.- مترجم

چكيدة‌ مقاله‌ قسمتي‌ است‌ كه‌ خواننده‌ بعد از جذب‌ شدن‌ توسط‌ عنوان‌ مقاله‌ به‌ آن‌ نگاه‌ كرده‌ و آنرا مي‌خواند ، ‌ چكيده‌ علاوه‌ بر كوتاه‌ بودن‌ بايد بطور معني‌ داري‌ خلاصه‌ شده‌ و حاوي‌ مطالب‌ اصلي‌ و مهمترين‌ يافته‌ هاي مسلم‌ مقاله‌ باشد.

 

                                              

بايد به‌ مجله‌اي‌ كه‌ مي‌ خواهيدبراي‌ آن‌ مقاله‌ بفرستيد نگاه‌ كرده‌ و طول‌ متوسط‌ چكيده‌ ها رااز آن‌ استخراج‌نمائيد، علاوه‌ براين‌ بايد به‌ قسمت‌ "توضيحاتي‌ براي‌ نويسندگان‌" رجوع‌ كرده‌ و اگر قوانين و ضوابط‌ خاصي‌ براي‌ نوشتن‌چكيده‌ در آن‌ ذكر شده‌ آنرا رعايت‌ نمائيد. مثلا معمولاً گفته‌ مي‌ شود كه‌ چكيده‌ بايد بين‌  صد تا صد و پنجاه كلمه‌ باشد .

 

چكيده‌ بايد حاوي‌ بخشهاي زير باشد:

- حقايق‌ واصول‌ بكار برده‌ شده‌

- روشها

- نتايج‌ اصلي‌

- اهميت‌ نتايج‌ و تعبير و تفسير آنها

 

چكيده‌ مقاله‌ بايد حاوي‌ مطالب‌ و حقايق‌ يافت‌ شده‌ در كار تحقيقي‌، و مهمترين‌ نتايج‌ و ميزان‌ اهميت‌ كار انجام شده بوده‌ ومعني‌ هر يك‌ از يافته‌ ها را بيان‌ نمايد. نبايد در چكيده‌ مطالبي‌ رابيان‌ نمود كه‌ در مقاله‌ نيامده‌ است‌  بلكه‌ بايديافته‌ هاي‌ مرتبط بامقاله‌ را در برداشته‌ و دقيق‌ باشد .

نبايد در قسمت‌ چكيده‌ از عباراتي‌ مثل‌ "اهميت‌ يافته‌ ها در اين‌ مقاله‌ بحث‌ شده‌ است‌..." استفاده‌ نمود زيرا اين‌عبارت‌ و نظاير آن‌ هيچگونه‌ اطلاعاتي‌ را به‌ خوانندگان‌ نمي‌ دهند و غير مفيد هستند و فقط محدوديت  استفاده از كلمات را براي شما بيشتر مي كنند.(سقف150كلمه)- . بجاي‌ اينها بايد يافته‌ ها راذكر نموده‌ و بيان‌ كنيد كه‌ چرا اين‌ يافته‌ ها مهم‌ هستند .

 

چهار جزء اصلي‌ هر چكيده‌ عبارتند از :

1 - يافته‌ هايتان‌ ، يا چيزي‌ كه‌ قصد يافتن‌ ‌ آنرا داشته‌ايد. اين‌ موضوع‌ ممكن‌ است‌ قبلا در قسمت‌ عنوان‌مقاله‌ ذكر شده‌ باشد.

2 - اگر روشهاي‌ بكار برده‌ شده‌ در كار تحقيقي‌ جالب‌ هستند توضيحي‌ راجع‌ به‌ آنها ذكر كنيد در غير اينصورت لزومي‌ به‌ اينكار نيست‌ .

3 - نتايج‌ اصلي‌ كار را همراه‌ با تعابیراصلی آنها بصورت شفاف وواضح ذکرکنید.هرگزنبا ید از توصيفات‌ مبهم‌ استفاده‌ نمائيد.  تعبير و تفسير‌ از نتايج‌ را براساس‌ اهميت‌ ، كاربرد و استنباط‌ از آنها ذكر نمائيد .

4-حجم يك چكيده نبايد بيش از 150كلمه باشد.

 

هر يك‌ از موارد فوق‌ را حداكثر در چند جمله‌ ذكر نموده‌ و از كلمات اختصاري‌ كه در متن‌ استفاده‌ نموده‌ايدو يا خود آنها را مخفف‌ كرده و به اختصار آورده ايد، در قسمت‌ چكيده‌ استفاده‌ ننمائيد. در چكيده‌ از اشكال‌ و جداول‌ استفاده‌ ننموده‌ و به‌آنها آدرس‌ هم‌ ندهيد. از عبارات‌ ساده‌ و مسلم‌ همراه‌ با مقادير و اعداد استفاده‌ كنيد. مثلا بنويسيد:"هشتادوشش‌ درصد ( 86%) بيماران‌ بعد از درمان‌ سلامت‌ خود را به‌ دست‌ آوردند "

در چكيده جملات‌ را طوري‌ ننويسيد كه‌ نياز باشد به‌ منبعي‌ آدرس‌ بدهيد ولي‌ اگر لازم‌ شد كه‌ درچكيده‌ به‌ منبعي‌ آدرس‌ دهيد بايد تمام‌ مشخصات‌ منبع‌ يعني‌: زمان‌ چاپ‌ ، نام‌ نويسندگان،‌ نام‌ مجلة‌ و غيره‌ راذكر كنيد .

 

 

                                                                           مهدي غلامي شهريار شجاعي پور

چاپ مقالات در مجلات زيرمجموعه مؤسسه اطلاعات علمي ISI به مثابه ورود به عرصه‌هاي بين‌المللي علم و پذيرفته شدن يافته‌ها و تحقيقات محقق به عنوان الگويي جهاني است که تمامي جويندگان دانش در سرتاسر دنيا را به سوي خود جلب مي‌کند. مطمئناً چنين فرايندي نيازمند کار دقيق و موشکافانه مي‌باشد و مي تواند ارائه کننده اطلاعات روزآمد و کاربردي و مبتني بر تجربيات و يافته‌هاي جديد محقق باشد. اهميت اين مسئله زماني بيشتر مي‌شود که محققان ديگر بر اساس اين مقاله دست به تحقيقات جديدتر زده و به لحاظ اعتبار علمي از آن مقاله به عنوان يک مرجع استفاده نمايند.

    

 اين مسئله در بررسي ضريب تأثير (Impact Factor) مقاله  و به طور کلي گزارش ارجاعات مجلات به مقالات چاپ شده  (Journal Citation Report)، مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد. با توجه به اين ديدگاه، پذيرش اين گونه مقالات در مجلات مربوطه، منوط به نزديک شدن به استانداردهاي مدنظر ويراستاران و داوراني است که در زمينه مطالعاتي مقاله تخصص داشته و خود از انديشمندان و صاحب‌نظران و محققان برجسته مي‌باشند. لذا در اکثر موارد، مقالات براي بار نخست در مرحله داوري با ايرادات و انتقادات بسياري از سوي تيم داوري مربوطه مواجه مي‌شوند، اين در حالي است که بايد توجه داشت استانداردها و شرايط خاص خود مجله همچون شيوه و سبک نگارش مقالات و سياستهاي کلي آنان در پذيرش مقالات مربوطه نيز اعمال مي‌گردد.


ادامه نوشته